امیر عباسامیر عباس، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره
آیلی کوچولوآیلی کوچولو، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

❤از وقتی که تو اومدی... ❤

نه ماهگی..

پسرک ناز مامان امروز نه ماهه شد الهی مامان فداش شه الان میخوام ببرمش مرکز بهداشت واسه چکاپ نه ماهگی ان شاءالله برگشتم مفصل شرح میدم این ماهی که گذشت رو.. راستی از مرکز بهداشت میرم خونه مامانی اخه مامان گلی(مادربزرگم) اونجاست..
20 آبان 1391

بای بای

 سه شنبه که گذشت با عمه ها و عمو مرتضی رفتیم بوستان ولایت واسه تماشای تئاتر شب افتابی اما به علت اینکه فضای باز بود وهوا کمی سرد و همچنین سروصدای بلند و ترسناک و... امیرعباسی مامانو با خودمون نبردیم امیرعباس موند پیش مامانی(مامان من) به گفته مامانی بهش خیلی خوش گذشته بود براش غذا و شیرگذاشته بودم واسه همین خیالم راحت بود تازه حسابی با خاله جوناشم بازی کرده بود..بعد کلی هم خوابیده بود مامانی برای اینکه من خیالم راحت باشه دایی بیچاره (محمدرضای عزیزم) زود خوابونده بود تا خدایی نکرده حسادتها وشیطنت های کودکانش موجب ازار عباسی نشه.. بیچاره داداش من خیلیم مهربونه اما.. تقریبا ساعت ٥.٣٠ پیش مامانی بود تا ١١.١٥ که اخر اخراش یکم بی حوصله شده ب...
19 آبان 1391

تولدت مبارک همسرم!!

از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم . . . تولدت مبارک   همسرم مصطفی عزیز امروز برایم بهاری ترین روز سال است امروز روز میلاد توست.. خدارا شاکرم که تورا تکیه گاهم در سختیهای زندگی همراه در شادیهای زندگی برایم افرید.. اری خداوند تورا برای من افرید تا همسرم باشی پدر باشی برای پسرمان.. دوستت دارم عاشقانه ،کنارمان بمان برای همیشه برایم همسری کن و برای پسرمان پدری.. نازنینم دستانم خالیست اما قلبی سرشار از عشق و محبت دارم که صادقانه تقدیم وجود مهربانت میکنم.   ...
13 آبان 1391

مهمونی خونه عمه مریم/تولد بابایی و عمه فاطمه/شب عید

پسر قشنگم دیشب شام خونه عمه مریم بودیم به مناسبت خرید خونه جدیدشون که مصادف شده بود با شب عید غدیر و شب تولد بابایی و عمه فاطمه که دوقلو هستند چون همه اونجا جمع شده بودند ما هم تصمیم گرفتیم کیک تولدو همونجا بخوریم در ضمن سالگرد قمری ازدواج ما هم بود سال ٨٨ شب عید غدیر منو بابایی عروسی کردیم لی لی لی.. شما خیلی پسر خوبی بودی دیشب یعنی کلا پسر خوبی هستی زیاد گریه نمیکنی خیلی اجتماعی هستی غریبی نمیکنی با همه دوستیو بازی میکنی همشم میخندی من عاشق اخلاقتم پسسرررررم. دیشب به همه خوش گذشت،فقط یکم محمدجواد پسرعمو مرتضی حالش خوب نبود الهی بمیرم براش..  وقتی تو اتاق یکم اهنگ گذاشتیم شما قبل همه شروع به نای نای کردی تو بغلم دائما در ...
13 آبان 1391

روزهای خوب..

پسر قشنگ یکی یدونه مامانی داریم به یه روز خوب نزدیک میشیم به روزهای خوب خیلی خوشحالم ، فردا شب شب عید سعید غدیرخم سومین سالگرد قمری عروسی ماست یادش بخیر چه روزی  بود خیلی خوش گذشت هم به ما هم به مهمونا هنوزم که هنوزه همه یاد میکنن از اونروزو کلی ابراز  احساساتم میکنن. اخی هنوز یادم نرفته توی ارایشگاه از استرس یه تبخال زدم اونم رولبم وای وای... هنوز یادم نرفته کفش عروسیمو خاله الهه با خودش اشتباهی برد منم تو باغ و اتلیه کفش نداشتم( داشتما کفش عروسی نبود) یادش بخیر... اما یه اتفاق خوب دیگه شنبه یه روز بزرگه روز امامت و ولایته روزیه که حضرت محمد(ص) حضرت علی(ع) روجانشین و ولی خودشون اعلام کردند و این روز برای ما شیعیان به...
11 آبان 1391